قرارمون همین بود نه؟ اصلا قراري داشتيم يا نه؟ اينها همه اش بيقراري است.... ......بيقراري ارواحي که درکسالت خميازه ميکشند ! خميازه خوب است....! خميازه مثل خمپاره ميماند گاهي. مي افتد و ..چرت آدم را چاره ميکند.
چاره نه! پاره...! اما شايد هم چاره بهتر است....!؟ اگر اينطور است بهتر است بگوييم خمچاره....!
گفته بودم که ديوانه ام ...! شما باور نکرديد. اصلا هيچ کس باور نميکند................ باور حال آدم را بهتر ميکند....هم حالش را هم خیالش را! اما دومی را بیشتر راحت میکند تا بهتر........چون خیال من یکی که هیچ وقت خوب نبوده که بهتر شود.
همین جوری اونگ بودم امروز....مانده بودم چه بنویسم دزد شدم!!!!دزد کلما تی که گفته ام به تو در مورد قرار و از این جغله بازیها...آخر کی با افکارش قرار میگذارد که من دومیش باشم..؟آنهم افکاری از نوع تو؟اینقدر صریح و دردناک....!!اما من همیشه سیلی خورم خوب بوده است ...میگی نه... تورا و کبودیهای دلم را وا میگذارم به خدا................
فکر میکنی کبودی خوب میشود !؟؟؟من که داده ام بالای این چشم یک ابرو بکشند !!اما تو مراقب باش !
همیشه ابرو را که برمیداری چشم را هم کور میکنی.....!
نه این کوری که من بودم و هستم و خواهم بود ها ....نه!!!جوری که دیگر در قیامت هم چشممان به جمال حضرت حق نیافتد.
هذ یان گفتن خوب است.....یعنی بهتر از شعر گفتن است .....چون شعر وقتی شرو ور میشود توی ذوق میزند
اما...هذیان تکلیفش از همان اول معلوم است .مثل بعضی از قرار ها..!که البته بدتر از شر و ورند ولی من بلد نیستم فحش ناموسی بدهم.نتیجه میگیریم بهتر است آدم با افکارش قرار نگذارد.
یک علامت در روانپزشکی هست که بیمار جواب سوال اول را درست میدهد بقیه را هم همان جواب را تکرار میکند.
از این دو نتیجه میتوان گرفت:
اول اینکه من معلومات پزشکی ام به درد همان ....جانم میخورد(شما با هر کدام از اقوام که میپسندید پر کنید.)دوم اینکه من بهتر است یک وقت بگیرم .
