کرکسها ،کفتارها !
بر خوان سقف ریخته
اما من هنوز زنده ام.
نشسته ام خود را بپاشانم ...زحمت کرمها کم
نه از سلالۀ ماهم
نه از تبار هبوط
تشنجی هستم در ذهن برگ
زنده ای در تقلای مرگ
کرکس ها کفتار ها...
اجرتان با خدا ...من امادر جان کندن استادم ،
طغیانم بر چرخۀ خاک باری نخواهد بود.
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:0  توسط نازنین
|